نهمین روز از 36 سالگی
-
تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 5:08
مدتهاست توی چرخه تکرار افتادم. بارها برای خروج ازش تصمیم گرفتم ولی همون ابتدای راه دباره رهاش کردم.میدونم زمان زیادی سوزوندم.میدوم فرصت های زیادی از دستم رفت.میدونم نوشتن این جملات و حرفها چقدر برام ازار دهند بوده و بارها از عنوان کردنشون در رفتم.ولی دوست دارم امیدوار باشمبه تغییربه شادیبه...
explode
-
تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 5:08
ریه هام از دود میسوزه. نه تنها اونها بلکه معده ام هم.امروز یه مشاجره نسبتا سخت توی خونه داشتم که از یادآوریش درد میکشم.هورمونهای لعنتی!البته همش تقصیر این سیکل نیست. منتها برای از کوره در رفتن مستعد ت
خواهرانه
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 20:20
جمعه بعد از حدود یک ماه رفتم خواهرم رو دیدم. طی این مدت که برگشته بود مرتب تماس تلفنی داشتیم.منتها حضوری پیشش نرفته بودم. دلایل نسبتا ناموجهی برای این کارم داشتم. یکیش این بود اگر میرفتم باید چندین ر
اندوه و رنج
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 20:20
پنجشنبه صبح طبق روال این چند هفته ی اخیر رفتم گروه. چند دقیقه که گذشت سرور اعلام کرد بنا به دلایلی دیگه گروه رو ادامه نمیده. خب این خبر برای همگروهی های قدیمی ایشون خیلی غم انگیز بود. بیش از یک ساعت م
روزمادر بهمن 98
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 20:20
دیروز روز مادر بود. هرچند هنوز فلسفه این مناسب ها رو درک نمیکنم ولی خب هر سال به این مناسبت دور هم جمع میشیم.دیروز تو جمعمون یه حس غم غریبی داشتم که سعی کردم با کشیدن خط و خطوطی با زغال تو ی حیاط و ب
I dont know
-
تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 20:20
دیشب به کشفی در مورد خودم رسیدماینکه من از محبت محروممو این خشمی که گاهی بصورت انفجاری نشون میدم ناشی از همون کمبود محبت و توحه ایه که لازم دارم و نمیبینممنظورم از محرومیت از محبت این نیست که اطرافیان
هلپ می
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:32
ازت میخوام کنار همه مسایل زندگیت من رو هم همراهی کنیتا بتونم یکبار دیگه بلند شم و تلاش کنمازت میخوام بهم تو بازه های زمانی که خودت فکر میکنی مناسبه گوشزد کنیکه اوائل آذر 98 به خودم و تو دادم با کاهش
چه زندگی شگفتانگیزی
-
تاریخ: 1398/9/4 ساعت: 19:20
عین خستگی از کارهای خونه و غمگینی بابت مطلبی، فیلم It's a Wonderful Life رو نگاه کردم.اون لحظات از فیلم که جورج موفقیت دیگران رو میدید بشدت باهاش احساس همدردی میکردم. یه زمان پر از ایده ای پر از انرژ
ارشد98
-
تاریخ: 1398/3/30 ساعت: 0:42
کنکور ارشد امروز برگزار شد. دو ماهی میشد که مطالعه ای نداشتم براش. سوالاتش تقریبا راحت بود. بخصوص زبان. نمیدونم جوابهام صحیح هستند یا نه. ولی فکر کنم آخرین سال کنکور دادنم باشه. احتمالا شروع کنم جی آی اس رو بصورت خودآموز یاد گرفتنپ.ن:این روزها بیشتر از قبل احساس بی تعلقی میکنم. و در کنار این حس احسا...
غم مرگ برادر
-
تاریخ: 1396/10/15 ساعت: 12:01
ده روز گدشتده روز از اون شب شوم سیاه نمیدونم چی نمیتونم تعریفش کنم هنوز باور ندارم هیچی نمیدونم کاش برگرده کاش بیاد بگه همش دروغ بوده برادر عزیزم برادر کوچکم واقعا دیگه نمیبینمت؟
کاش برگرده
-
تاریخ: 1396/10/15 ساعت: 12:01
زندگی خیلی بی رحمه خیلی برادر بیچاره من جای کی رو تنگ کرده بود؟شاکی ام از خدا از زمین از سرنوشت از هرچیزی که این دنیا رو میچرخونه و من رو داداشم رو آفریده کاش همه اش یه خواب باشه
بیشه بدون شیر
-
تاریخ: 1396/10/15 ساعت: 12:01
دیشب که رفتیم شهرستان قرار شد کسی بیاد تو خونه بخوابه. که نیومد تا سه شب. سه که اومد دید دزد زده به خونه و همه رو برده. تلوزیون ها. طلاها. بدلیجاتا. ساعت ها. همه خونه رو ریخته بود بیرون زیر رو رو کرده بود. لپتاپ من! اونم برد همه عکس ها فیلم هایی که از مجید داشتم همه توش بود فایل های مربوط به کارم عک...
پیر شدیم رفت
-
تاریخ: 1395/8/11 ساعت: 11:29
کمر درد و گردن درد بعد از خونه تکونی فکر کنم از علائم شروع پیری باشه!
ازدواج بهنگام
-
تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:22
چیزی که این روزها یک خط در میون دارم با خودم تکرار میکنم اینه که اگر زودتر به خودم اومده و بودم اگر شرایط بهتر از چیزی بود که قبلا داشتم الان توی خونه ای ساکن بودم که خونه خودم بود با یه بچه یا دو یا شایدم سه تا ! و همسری که دیگه نسبت بهش شناخت پیدا کرد ه بودم. نمیدونم چرا قبلا این مسائل به چشمم نمی...