فردا اولین تجربه از بیهوشی رو دارم
بلاخره مجبور شدم واسه این سنگ صفرا اقدام کنم
دیگه از فردا کیسه صفرا ندارم:))))
تنها ترسم اینه بعد بیهوشی خزعبلات بگم
همه چیز یهویی شد
ساعت حوالی یک و نیم ظهر بهم اطلاع دادن
یه ذره احساس تنهایی میکنم ولی چه میشه کرد
پ.ن:
امروز با درمانگرم صحبت میکردم بهش گفتم سر فلان ماجرا میترسم بفهمم تو اون قضیه هیچ بودم و همه چیز توهم ذهن من بود. شاید برای همین مقاومت میکنم توی دور شدن از همه فضاها
برچسب:
نویسنده: فاطمه رستمی